تبليغاتX
خواسته ها و سوالات و کلا هرچی تو فکرمه!
بماند...

درد من تنهايي نيست؛ بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت، بي‏عرضگي را صبر، و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي‏نامندو در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستمزندگی میکنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست

                                          "دکتر علی شریعتی"


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 1:33  توسط خودم  | 

سلام به همه

یه نفر یه بار از اجحاف حق زنا تو ایران شکایت کرد تو فکر افتادم ثابت کنم همه اینطوری نیستن پس بعد از شور دو تا از برادرای عزیزم این مطالب رو دادن که منم بدون هیچ ویرایشی انتقال دادم با تشکر از علیرضا و داداش محمد گل...

مطلب اول از علیرضا:

در جوامع قدیمی ملت ترک ،خانواده اساس زندگی اجتماعی محسوب شده و تشکیل دهنده خانواده عنصر ارزشمندی به نام زن بوده است . در داستان ها وافسانه های ترکی زن در آنچنان مقام و مرتبه ای قرار داده شده است که در هیچ کجای تاریخ مثالی عینی نمیتوان برای آن یافت .

زن در جوامع کهن ترک تنها همراه مرد و مادری برای کودک نیست بلکه نکته جالب اینجاست که زن منبع خیر و برکت برای ملت ترک است . و بر این اساس است که خاقان ها ، خانها و جنگجویان بزرگ در برابر بانوان همچون یادواره ای مقدس سر فرود می آوردند .

منبع : روزنامه نمین – سلام نمین

در افسانه های ملت ترک زن به مقامی شامخ و روحانی دست یافته است، در داستان های آفرینش ” یاراتیلیش”     در بین ترکان کریمه  ( شبه جزیره ای در جنوب کشور اوکراین ) می خوانیم . کسی که الهام  بخش آفرینش انسان و هستی به خداوند بود زنی مقدس به نام ” آغ آنا “  بود .   در افسانه های ترکان یاقوت ( ترکان فدراسیون روسیه )  قهرمان داستان ” آغ اوغلان ” که در کودکی بی سر پرست مانده بود از طرف زنی نورانی که از داخل درخت بیرون آمده بود شیر داده شد .

از اولین نوشته های تاریخ ترک کتیبه بیلگه کاغان در قزاقستان می باشد که  ” کاغان ” (امپراطور افسانه ای قوم هون) در اولین قسمت کتیبه چنین فرمان داده است : شماها ، مادر مقدسم ، مادر بزرگ هایم ، خواهرانم ، خاله ها و عمه هایم و بانوی من و…….  بنا به باور های مرسوم در بین ملت ترک خان وخاتون زاده آسمان و زمینند که در اینجا زن در مرتبه هفتم آسمان قرار داشته است . در چنین عرفی که در بین ملت ترک وجود داشته تحقیر زن و بد رفتاری با زنان هیچ جایگاهی نداشته است .

در افسانه ها و داستان های ملت ترک نیز ذاتا زن همواره پا به پای مرد با مشکلات مواجه بوده و منبع قدرت والهام برای مرد است . مثلا در داستان دَدَه قورقود حکایت ” دَه لی دومرول ” ، دومرول که پهلوان داستان میباشد پس از آگاهی از زمان مرگش به دنبال جانی برای جایگزین کردن جان خویش میگردد که در اینجا همسر وی پس از اطلاع  بدون هیچ چشم داشتی حاضر به اهدا زندگی خویش به دومرول می گردد .

در افسانه ” ماناس “  ترکان قرقیزستان زن محافظ ناموس منزل ذکر گردیده و زمانی که قهرمان داستان به مشکلی بر می خورد زن راه حل مشکل را به او می آموزد .

ارزش و احترامی که زن در فرهنگ ترکان قزاقستان دارد ازاین  ضرب المثل پیداست  ” بیرینجی زنگینلیک ساغلیق ، ایکینجی زنگینلیک قادین دیر ” ( اولین ثروت سلامتی و ثروت دوم همسر است )  .

در تمامی داستان های مربوط به ملت ترک اسیر شدن زن در میدان جنگ بدست دشمن بزرگترین ذلت ممکن شمرده شده است . در کتیبه بیلگه کاغان می خوانیم به دستور “اوغور کاغان”  متجاوزین به نوامیس یا کشته می شدند و یا با سیخ داغ کور می شدند .

در هیچ یک از داستان ها مباحث شهوانی مطرح نمی شود . در صورتی که در برخی داستان های سایر اقوام  این چنین مسائل براحتی ذکر شده و زن نقشی فریبنده و اهریمنی به خود گرفته است ، به طور مثال در ” شاهنامه فردوسی ” قهرمان زن داستان  ” سودابه ” که عاشق سیاوش بوده درصدد خواسته زشت خویش به سیاوش چنین تکلیف میکند . ” زود باش بیا تا کسی خبر دار نشده مرا خوشحال کن ، روز های جوانیم را دوباره زنده کن و بار ها با من باش ” و اینچنین موجب کشته شدن سیاوش می شود .

ایران شناس بزرگ آقای ” گردیزی” در کتاب خود (اقوام ایرانی) چنین می نویسد “زنان ترک بسیار با حیاء و عفیف هستند  ” و در ادامه سخن از اخلاق پاک زنان ترک سخن به میان می آورد . در این حال  “ابن بتوته ” در خاطرات خویش چنین میگوید : در اینجا حال عجیبی به من دست داد و آن هم احترامی بود که ترکان به زنان قائل بودند  در اینجا زن محترمتر از مرد شمرده می شد .

از دوران کهن  در جوامع ترک زبان کاری بدون مشورت زن صورت نمی گرفت  و زن تکمیل کننده تصمیمات خاقان بود و تنها کسی که توان تغییر فرمان خاقان را داشت خاتون بود و زنان در عرصه سیاسی و اداری  نیز نقش فعالی داشتند برای نمونه میتوان همسر “مته خان”  امپراطور بزرگ هون ( بورلا خاتون )را نام برد که اولین معاهده صلح را با کشور چین امضاء کرد ، مثال متاخرتر میتوان نفوذ بانوان در دربار امپراطوری صفوی و قاجار را ذکر کرد که زنان در مهمترین  تصمیمات کشوری نقشی اساسی داشتند .

” قادین باشی ” نام مرتفع ترین قله سلسله جبال آلتای در طول تاریخ  پیامی گویا از احترام و مقام والای زن در بین ملت بزرگ ترک برای نسل ها و سایر اقوام است  .

در عصر جاهلیت اعراب زن هیچ گونه فرقی با اشیائ قیمتی خانه نداشت و خرید وفروش میشد ، مردان عرب در زمان عادت ماهیانه زنان با انان صحبت نمیکردند ، غذا نمی خوردند و زن حقی از میراث پدر و شوهر نداشت ، در دوران جاهلیت داشتن فرزند دختر نوعی نقصان و بی آبرویی به شمار می آمد و نوزادان دختر زنده زنده در خاک دفن می شدند . حال آنکه در همان دوران زنان ترک صاحب میراث بودند مثلا در بین ترکان یاقوت (ترکان فدراسیون روسیه ) زن صاحب ملک شخصی بود و از میراث شوهر سهمی معادل فرزندان دریافت میکرد ، دختران و پسران سهمی مساوی از میراث پدر دریافت میکردند و زنان حاکم بر مالشان بودند . این رسم نکوهش شده در بین ترکان یاقوت به “آند” و یا “سمسه” مشهور بود .حال شرایط زنان را در همان برحه تاریخی در بین سایر اقوام کنکاش میکنیم ، مسیحیان در طول ۹۰۰ سال زن را موجودی مردار و شیطانی به حساب می آوردند  ، در بریتانیا زن به واسطه نجس بودنش حق دست زدن به کتاب مقدس را نداشت و تا زمان هئنری شانزدهم زنان حق نداشتند کتاب مقدس را بخوانند . زن حق نداشت در سفره ای که مرد غذا میخورد بنشیند و تا زمانی که شوهر از او سوالی بپرسد حرف بزند ، مرد در کنار خود چوبدستی قرار می داد تا هر زمان زن امری را اطاعت نکرد او را مورد آزار قرار دهد و پسران با مادر خویش در خانه مانند یک کنیز رفتار می کردند .

در کشور چین  زمانی که زنی کودکی را به دنیا می آورد اگر کودک پسر بود آن را در جامه ابریشمی می پوشاندند و چنانچه کودک دختر بود کودک را در جامعه کهنه و کم ارزش می نهادند . حق طلاق دادن زن فقط در دستان شوهر بود و زن حق اعتراض نداشت ،  حال اینکه در همان دوران زنان ترک به تمامی حقوق خود صاحب بودند و حتی در برخی موارد حقوقی والا تر از مردان داشتند و علاوه بر سر نوشت خویش سرنوشت ملتی را در دست داشتند ، به عنوان مثال میتوان به ” ترکه خاتون ” امپراطور سلجوقیان کرمان اشاره کرد که اکنون نیز در ایران طی کاوش های به عمل آمده سکه هایی مزین به نقوش نیم تنه این بانوی والا مقام یافت می شود .

زنان ترک در دوران معاصر روم نیز حقوقی والاتر از آنان داشتند ، بر اساس قوانین روم باستان زن حق حاکمیت بر اموال خویش را نداشت ، حق وصیت نداشت ، بر اساس قوانین روم زن بالغ به شمار نمی آمد و این قوانین زن را موجودی ناقص العقل بشمار می آورد ، در روم باستان ازدواج زنی که شوهرش را از دست داده گنا شمرده می شد .

بر همین اساس است که دختران و زنان ترک شریفترین فرد جامعه به حساب می آمدند ، قومی را نمیتوان یافت که به اندازه ملت بزرگ ترک عنصر زن را در جامعه عزیز بدارد ، احترام و عزتی که  بانوی ترک صاحب آن است از دیگر خصوصیات و افتخارات فرهنگی ملت ترک است.

(زینب پاشا نقش مهمی هم تو تحریک ستار خان برای انقلاب مشروطه داشت)

...........................................................................................................................................

اینم مطلب دوم:

در جوامع قدیمی ملت ترک ،خانواده اساس زندگی اجتماعی محسوب شده و تشکیل دهنده خانواده عنصر ارزشمندی به نام زن بوده است . در داستان ها وافسانه های ترکی زن در آنچنان مقام و مرتبه ای قرار داده شده است که در هیچ کجای تاریخ مثالی عینی نمیتوان برای آن یافت .

زن در جوامع کهن ترک تنها همراه مرد و مادری برای کودک نیست بلکه نکته جالب اینجاست که زن منبع خیر و برکت برای ملت ترک است . و بر این اساس است که خاقان ها ، خانها و جنگجویان بزرگ در برابر بانوان همچون یادواره ای مقدس سر فرود می آوردند .

منبع : روزنامه نمین – سلام نمین

در افسانه های ملت ترک زن به مقامی شامخ و روحانی دست یافته است، در داستان های آفرینش ” یاراتیلیش”     در بین ترکان کریمه  ( شبه جزیره ای در جنوب کشور اوکراین ) می خوانیم . کسی که الهام  بخش آفرینش انسان و هستی به خداوند بود زنی مقدس به نام ” آغ آنا “  بود .   در افسانه های ترکان یاقوت ( ترکان فدراسیون روسیه )  قهرمان داستان ” آغ اوغلان ” که در کودکی بی سر پرست مانده بود از طرف زنی نورانی که از داخل درخت بیرون آمده بود شیر داده شد .

از اولین نوشته های تاریخ ترک کتیبه بیلگه کاغان در قزاقستان می باشد که  ” کاغان ” (امپراطور افسانه ای قوم هون) در اولین قسمت کتیبه چنین فرمان داده است : شماها ، مادر مقدسم ، مادر بزرگ هایم ، خواهرانم ، خاله ها و عمه هایم و بانوی من و…….  بنا به باور های مرسوم در بین ملت ترک خان وخاتون زاده آسمان و زمینند که در اینجا زن در مرتبه هفتم آسمان قرار داشته است . در چنین عرفی که در بین ملت ترک وجود داشته تحقیر زن و بد رفتاری با زنان هیچ جایگاهی نداشته است .

در افسانه ها و داستان های ملت ترک نیز ذاتا زن همواره پا به پای مرد با مشکلات مواجه بوده و منبع قدرت والهام برای مرد است . مثلا در داستان دَدَه قورقود حکایت ” دَه لی دومرول ” ، دومرول که پهلوان داستان میباشد پس از آگاهی از زمان مرگش به دنبال جانی برای جایگزین کردن جان خویش میگردد که در اینجا همسر وی پس از اطلاع  بدون هیچ چشم داشتی حاضر به اهدا زندگی خویش به دومرول می گردد .

در افسانه ” ماناس “  ترکان قرقیزستان زن محافظ ناموس منزل ذکر گردیده و زمانی که قهرمان داستان به مشکلی بر می خورد زن راه حل مشکل را به او می آموزد .

ارزش و احترامی که زن در فرهنگ ترکان قزاقستان دارد ازاین  ضرب المثل پیداست  ” بیرینجی زنگینلیک ساغلیق ، ایکینجی زنگینلیک قادین دیر ” ( اولین ثروت سلامتی و ثروت دوم همسر است )  .

در تمامی داستان های مربوط به ملت ترک اسیر شدن زن در میدان جنگ بدست دشمن بزرگترین ذلت ممکن شمرده شده است . در کتیبه بیلگه کاغان می خوانیم به دستور “اوغور کاغان”  متجاوزین به نوامیس یا کشته می شدند و یا با سیخ داغ کور می شدند .

در هیچ یک از داستان ها مباحث شهوانی مطرح نمی شود . در صورتی که در برخی داستان های سایر اقوام  این چنین مسائل براحتی ذکر شده و زن نقشی فریبنده و اهریمنی به خود گرفته است ، به طور مثال در ” شاهنامه فردوسی ” قهرمان زن داستان  ” سودابه ” که عاشق سیاوش بوده درصدد خواسته زشت خویش به سیاوش چنین تکلیف میکند . ” زود باش بیا تا کسی خبر دار نشده مرا خوشحال کن ، روز های جوانیم را دوباره زنده کن و بار ها با من باش ” و اینچنین موجب کشته شدن سیاوش می شود .

ایران شناس بزرگ آقای ” گردیزی” در کتاب خود (اقوام ایرانی) چنین می نویسد “زنان ترک بسیار با حیاء و عفیف هستند  ” و در ادامه سخن از اخلاق پاک زنان ترک سخن به میان می آورد . در این حال  “ابن بتوته ” در خاطرات خویش چنین میگوید : در اینجا حال عجیبی به من دست داد و آن هم احترامی بود که ترکان به زنان قائل بودند  در اینجا زن محترمتر از مرد شمرده می شد .

از دوران کهن  در جوامع ترک زبان کاری بدون مشورت زن صورت نمی گرفت  و زن تکمیل کننده تصمیمات خاقان بود و تنها کسی که توان تغییر فرمان خاقان را داشت خاتون بود و زنان در عرصه سیاسی و اداری  نیز نقش فعالی داشتند برای نمونه میتوان همسر “مته خان”  امپراطور بزرگ هون ( بورلا خاتون )را نام برد که اولین معاهده صلح را با کشور چین امضاء کرد ، مثال متاخرتر میتوان نفوذ بانوان در دربار امپراطوری صفوی و قاجار را ذکر کرد که زنان در مهمترین  تصمیمات کشوری نقشی اساسی داشتند .

” قادین باشی ” نام مرتفع ترین قله سلسله جبال آلتای در طول تاریخ  پیامی گویا از احترام و مقام والای زن در بین ملت بزرگ ترک برای نسل ها و سایر اقوام است  .

در عصر جاهلیت اعراب زن هیچ گونه فرقی با اشیائ قیمتی خانه نداشت و خرید وفروش میشد ، مردان عرب در زمان عادت ماهیانه زنان با انان صحبت نمیکردند ، غذا نمی خوردند و زن حقی از میراث پدر و شوهر نداشت ، در دوران جاهلیت داشتن فرزند دختر نوعی نقصان و بی آبرویی به شمار می آمد و نوزادان دختر زنده زنده در خاک دفن می شدند . حال آنکه در همان دوران زنان ترک صاحب میراث بودند مثلا در بین ترکان یاقوت (ترکان فدراسیون روسیه ) زن صاحب ملک شخصی بود و از میراث شوهر سهمی معادل فرزندان دریافت میکرد ، دختران و پسران سهمی مساوی از میراث پدر دریافت میکردند و زنان حاکم بر مالشان بودند . این رسم نکوهش شده در بین ترکان یاقوت به “آند” و یا “سمسه” مشهور بود .حال شرایط زنان را در همان برحه تاریخی در بین سایر اقوام کنکاش میکنیم ، مسیحیان در طول ۹۰۰ سال زن را موجودی مردار و شیطانی به حساب می آوردند  ، در بریتانیا زن به واسطه نجس بودنش حق دست زدن به کتاب مقدس را نداشت و تا زمان هئنری شانزدهم زنان حق نداشتند کتاب مقدس را بخوانند . زن حق نداشت در سفره ای که مرد غذا میخورد بنشیند و تا زمانی که شوهر از او سوالی بپرسد حرف بزند ، مرد در کنار خود چوبدستی قرار می داد تا هر زمان زن امری را اطاعت نکرد او را مورد آزار قرار دهد و پسران با مادر خویش در خانه مانند یک کنیز رفتار می کردند .

در کشور چین  زمانی که زنی کودکی را به دنیا می آورد اگر کودک پسر بود آن را در جامه ابریشمی می پوشاندند و چنانچه کودک دختر بود کودک را در جامعه کهنه و کم ارزش می نهادند . حق طلاق دادن زن فقط در دستان شوهر بود و زن حق اعتراض نداشت ،  حال اینکه در همان دوران زنان ترک به تمامی حقوق خود صاحب بودند و حتی در برخی موارد حقوقی والا تر از مردان داشتند و علاوه بر سر نوشت خویش سرنوشت ملتی را در دست داشتند ، به عنوان مثال میتوان به ” ترکه خاتون ” امپراطور سلجوقیان کرمان اشاره کرد که اکنون نیز در ایران طی کاوش های به عمل آمده سکه هایی مزین به نقوش نیم تنه این بانوی والا مقام یافت می شود .

زنان ترک در دوران معاصر روم نیز حقوقی والاتر از آنان داشتند ، بر اساس قوانین روم باستان زن حق حاکمیت بر اموال خویش را نداشت ، حق وصیت نداشت ، بر اساس قوانین روم زن بالغ به شمار نمی آمد و این قوانین زن را موجودی ناقص العقل بشمار می آورد ، در روم باستان ازدواج زنی که شوهرش را از دست داده گنا شمرده می شد .

بر همین اساس است که دختران و زنان ترک شریفترین فرد جامعه به حساب می آمدند ، قومی را نمیتوان یافت که به اندازه ملت بزرگ ترک عنصر زن را در جامعه عزیز بدارد ، احترام و عزتی که  بانوی ترک صاحب آن است از دیگر خصوصیات و افتخارات فرهنگی ملت ترک است.

میخوایم این بلاگ به رخ کشی فرهنگ ایرانی باشه ما اولشو اومدیم و به قول معروف بسم الله رو گفتیم پس هرکی طالبه بسم الله کرد و فارس و عرب و لر و طوس هم فرقی نداره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 17:11  توسط خودم  | 

سلام به همه

به نام خدا

یه چنتا صحنه براتون شرح میدم بعد میریم سر اصل مطلب:

هوا ۲۵ درجه زیر صفر سرعت باد ۹۰ کیلو متر در ساعت مکان یه پارک که یه حوض بزرگ داره مردم دورش طواف میکنن:

اقا پسره با یک اندام ورزشکاری و هیکلی و عظلانی از خونه زده بیرون با یه تی شرت آستین کوتاه کشی چسبان که روش یه آرم کله قوچ زدن و یه صلیب بر عکس اویزون از گردنش

ص ۲:یه خیابون شلوغ اینور پاساج اونور پاساج عابرین یاده هم تو پرانتز سنی ۱۸ تا ۳۵ سالن و هیشکی هم واسه خرید نیومده همه اومدن برا....

دختر خانوم لباشو مشکی کرده سایه مشکی دور چشم مشکی ابروها تیغ زده با مداد کشیده اونم مشکی مانتو هم خفاشی مشکی از گوششم که از زیر شالی که نبسته بود بهتر از بستنش بود زده بیرون یه گوشواره آویزون کرده با نقش ستاره بر عکس

صحنه سوم خیابون ماشینه میاد جلو یه دختره نگه میداره دختره سوار نمیشه پسره با دوستاش چنتا متلک میگن میرن یکم که فاصله انداختن تو ماشین یکی میگه عجب تیپه خفنی زده بود اخر سر حرفاشونم اینجوری تموم میشه جامعه رو به فساد کشیدن

صحنه چهارم:یه ماشین میاد یه دختررو که چنتا پسر میخواستن سوار ماشین بکنن رو سوار میکنه تو ماشین راننده بهش میگه چی میگفتن دختره هم میگه هیچی بابا جامعه رو  فساد کشیدن

اما اصل مطلب!

جامعه چیه؟مگه غیر از اینه که جامعه من و شماییم با خواهر ها و برادرا و خونواده هامون؟پس وقتی غیر از خودمون کسی تو جامعه نیست پس این پرتغال فروش که جامعه رو به فساد کشیده کیه؟نه دوستان این بحث عین آدمیه که اشغالو میریزه زمین بعد میگه همه جا کثیفه برادری که معنی آرم و لوگوی استفاده شده تو مدال و تی شرتتو نمیدونی ولی وقتی باهات حرف میزنم از علی و ولی و خلاصه کل اسلامو سفره میکنی میزاری جلوم

میخوای چی رو ثابت کنی تو سرمای زمستون با یه تی شرت اومدی بیرون؟اندام ورزش کاریتو؟قربونت بشم بزرگترین شما همون خارجیاشن که ملت وقتی میبینن میگن اوووووووووووووه یارو عین خر زور داره و یه درجه خریت بهت میدن یا دختر خانومی که تو صحنه دوم توصیفتو کردم...اگه برم سر اصل و نسبت میبینم با هزار زحمت درس خوندی و شدی دانشجو و از ولایتت به اسم درس اومدی تو یه شهر بزرگ(کلانشهر)وقتی به جای اینکه فرهنگ بکر و اصیل خودتو که تو شهرا در حال مردنه رو اجرا کنی اون سادگی و شیرینی روستا رو حفظ کنی از خودت بی خود شدی و پولی رو که با هزار مصیبت برات فرستادن تا خرج تحصیل کنی میدی خرج لوازمی که گفتم و تویی که نمازت قضا نمیشد الان گوشواره ستاره بر عکس رو انداختی گوشت با خودت چیکار کردی معصومیتت رو داری اما عجب نقش افتضاحی برا خودت گرفتی طوری که حتی دوستات موقع پچ پچ با هم میگن من با فلانی وقتی میگردم مردم یه جوری نگاه میکنن...

اون دو تا صحنه هم که گفتم اولیش راننده همون پسر گردن کلفته بود و خانومه همین تیپ شیطانیه دومی هم همین تیپ شیطانیه بود که با یکی یه ارتباط تازه شروع کرد انشاالله به خوبی و خوشی هم تموم میشه

بابا عزیزای من به خدا خوشتیپی اونی نیست که تو فکرشو میکنی و خوشگلی جامعه مارو هیشکی جز خودمون فاسد نکردیم با تیپهامون و ارمهامون افتابه برداشتیم رو هیکل جامعه یا همون خودمون انسانیتمون و فرهنگمونو گزاشتیم هراج به قیمت علامتهای شیطان رستی و تیپ هاشون فرهنگی که اصالتش بیشتر ۷۰۰۰سال هست رو با فرهنگای ۱۰یا ۲۰ ساله عوض کردیم و عوض تکامل رفتیم سراغ تناقص خودمون خودمونو فاسد کردیم بعد گفتیم جامعه رو به فساد کشیدن جامعه یا همون جسمی که اتماش من و توییم....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 2:10  توسط خودم  | 

سلام به همتون

چنتا موضوع یا همون اساسنامه بلاگ

1:اسمم یانار نیست ولی اینجا و تو این بلاگ به یانار عوضش میکنم

2:ادعای با سوادی ندارم و از نظر علاقه حکومتی نمیگم فلان وبهمان منو از الان وارد سیاست نکنین اصلا حوصله لیدر شد ندارم

3:به فاشیستها آلرجی دارم و وقتی میبینمشون فشار روغنم میپره

5:همون طور که از اسم بلاگ مشخص میشه یه

6: این بلاگ رو از تمامی گروهکهای تروریستی و ماتوریستی و موافق انقلابی و ضد انقلابی و خلاصه همه چیز جز فکر خودم و نظرات دوستان مبری میکنم پس واسه خودتون فکر الکی نکنین

7:اساس کار این بلاگ طرح کردن مشکلات جامعه و تشریح اوناست همونطور هم که گفتم من با سواد نیستم پس خواهشمندم اگه چیزی رو اشتباه نوشتم یا حرفی در مورد اون مطلب گفته نشده یا موضوع خاصی تو ذهنتون هست رو بهم بگین تا روش کار بکنم خلاصه مغزتونو آک نگه ندارین قرار نیس گرون بشه

8:خلاصه از الان اگه حرفی زده شد که به یکی بر خورد همینجا ازش عذر خواهی میکنم و حلالیت میخوام فردا روز قیامت نیاد یقمو بچسبه

9:من هم به 14معصوم اعتقاد دارم هم به اسلام هم به قران ولی اگه یه وقت مطلبی در مورد اینا گذاشتم بی خودی نرین سراغ برچسبهاتون

10:من تو مطالبم خیلی راحت دست میزارم رو نقطه ضعف و بعضی وقتا هم گیر میکنم در مورد هر دو حالت ببخشید

11:اگه مطلبی یا حرفی یا سخنی یا کلامی یا جمله ای یا آیه ای یا و یا و یا هایی که دوست داشتین بچپونم تو بلا گ حتما بهم بگین

12:شدیدا علاقه مند موضوعات اجتماعی و سیاسی و مذهبی از نوع داغ و خطر ناکش هستم پس او نظرات تار عنکبوت زدتون رو از انبار ذهنتون بکشین بیرون

13: دلم میخواد با کمک همتون یه کاری بکنیم که بعد یه سال هرکی اومد تو این بلاگ وقتی میره یه روشن فکر حالا نمیگم در حد تیم ملی ولی لیگ برتری بشه

14:من شدیدا به آینده فرهنگی کشورمون امیدوارم شما چطور؟

15:... یعنی ادامه دارد.....

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 1:14  توسط خودم  |